Translation of the Holy Quran by Dr. Gilani

 

ترجمه دکتر گيلانی

نازل شده در مکه - شامل  ٨٨ آيه

فقط خدا - فقط قرآن

سوره ص - سوره  ٣۸

 

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 

به نام خدای بخشاينده هستی بر همه و بسيار مهربان برنيكان ذ

ص وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ

 

1- صاد،
و توجه به اين حقيقت که قرآن پر از پند و اندرز است،

 

بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَشِقَاقٍ

 

2- ولی كافران از روی تكبّر و دشمنی، ناپذیرای حق و در جدائی و ستیز با حق هستند،    

 

كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ فَنَادَوْا وَلَاتَ حِينَ مَنَاصٍ

 

3- (آنها متوجه نیستند كه پیش از آنها) چه نسل‌هائی را ما به خاطر تبه‌كاریهایشان هلاك ساختیم كه سرانجام،
   زمانی که فریاد و زاری برآوردند، مهلت‌شان ديگر تمام شده بود و پناهگاه و مجال فراری نبود.

 

وَعَجِبُوا أَن جَاءهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ

 

4- (مشركان قریش) تعجب كردند كه پیامبری هشدار دهنده از میان خودشان برخاسته و كافران گفتند كه:
    " این جادوگری دروغگو است."

 

أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عُجَابٌ

 

5- " آیا او به جای خدایان، فقط به یك خدای یگانه عقيده دارد و عنوان می‌كند؟ این واقعاً چیز عجیبی است."

 

وَانطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ يُرَادُ

 

6- سردمداران‌شان به شعار دادن درآمدند كه: ای مردم راه بیفتید و به خدایان‌تان وفادار بمانید كه اين مراد مردم است و توطئه‌ای در كارست."

 

مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هَذَا إِلَّا اخْتِلَاقٌ

 

7- "ما از آئین‌های دیگر چنین چیزی نشنیده‌ایم (كه خدا یكی است)، اين فقط حرف دروغ و ساختگی است.     1

 

أَأُنزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِّن ذِكْرِي بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذَابِ

 

8- " مگر می‌شود از میان همه ماها، قرآن تنها به او (به محمد) نازل شده باشد؟ "
    در حقیقت آنها از اصل وحی و پیام پند من، در شك و تردید هستند، زیرا هنوز عذاب و كیفر رفتارشان را نچشیدند
    (كه اینطور گستاخانه حرف می‌زنند).

 

أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ

 

9- مگر اختیار انبار رحمت‌ها و نعمت‌های پروردگار مسلّط و پربخشش تو در دست آنهاست (كه تصمیم بگیرند پیامبری به چه کسی برسد؟)

 

أَمْ لَهُم مُّلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبَابِ

 

10-یا مگر مالكیت آسمانها و زمین و آنچه که بین آنها در فضاست، از آن آنهاست،
    كه بتوانند در مقام الهی تصمیم‌ گیری کنند و يا به آن قدرت برسند؟

 

جُندٌ مَّا هُنَالِكَ مَهْزُومٌ مِّنَ الْأَحْزَابِ

 

11- آنها در آنجا، لشكری از گروههانی هستند كه بالاخره محکوم به شکست هستند.

 

كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَفِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتَادِ

 

12- پیش از این (مشركان مكه،) قوم نوح و عاد و فرعون كه صاحبان قدرت و نفوذ (با اهرام ميخ مانند) بودند نیز پیامبران را تكذیب كردند.

 

وَثَمُودُ وَقَوْمُ لُوطٍ وَأَصْحَابُ الأَيْكَةِ أُوْلَئِكَ الْأَحْزَابُ

 

13- و همچنین قوم ثمود و قوم لوط و یاران ایكه، همه اینها هم گروههائی (ضددین خدا) بودند كه،

 

إِن كُلٌّ إِلَّا كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقَابِ

 

14- هر یك از این گروه‌ها فرستادگان خدا را دروغ خواندند و مستحق عذاب و كیفر الهی شدند.    

 

وَمَا يَنظُرُ هَؤُلَاء إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً مَّا لَهَا مِن فَوَاقٍ

 

15- این مشركان نیز فقط منتظر یك صدای سهمگین ناگهانی عذاب هستند كه یارای برخاستن از آن امکان نخواهد داشت.

 

وَقَالُوا رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبْلَ يَوْمِ الْحِسَابِ

 

16- آنها حتی به مسخره گفتند: " پروردگارا، (ما صبر نداریم) سهم عذاب ما را هرچه زودتر پیش از روز حساب بما بده."

 

اصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ

 

17- (ای پیامبر) در برابر یاوه‌گوئی‌هایشان شكیبا باش و یاد بنده‌ی خوب ما داود نیرومند بنما كه
     (او هم با وجود توانمندی‌هایش مورد زخم زبان كافران قرار می‌گرفت و) بسیار و مكرّر برای آرامش و كمك به خداوند روی مياورد.

 

إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْرَاقِ

 

18- ما كوهها را با او هماهنگ فرمودیم كه شبانگاه و بامدادن با او به نیایش و بزرگداشت ما، بپردازند.

 

وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَّهُ أَوَّابٌ

 

19- همچنین پرندگان، دور او گرد آمده، همگی مكرّر با او در نیایش هماهنگ می‌شدند.

 

وَشَدَدْنَا مُلْكَهُ وَآتَيْنَاهُ الْحِكْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ

 

20- و حكومت او را استحكام و ثبات بخشیدیم و به او درست‌اندیشی و توان داوری عادلانه و گفتار حل مشكلات قضائی را عنایت فرمودیم.

 

وَهَلْ أَتَاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرَابَ

 

21- (ای پیامبر) آیا خبر داستان دادخواهان كه به محراب داود بالا رفتند، به تو رسید؟   

 

إِذْ دَخَلُوا عَلَى دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَى بَعْضُنَا
      عَلَى بَعْضٍ فَاحْكُم بَيْنَنَا بِالْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَاهْدِنَا إِلَى سَوَاء الصِّرَاطِ

 

22- هنگامی كه ناگهان و سرزده به او وارد شدند و او از رفتارشان یكّه خورد.
     آنها گفتند نترس، ما دو نفر شاكی هستیم كه یكی از ما نسبت به حق دیگری تجاوز كرده،
     حالا تو بین ما از روی حق و عدالت داوری كن و حكم بده و از حق دور نشو و ما را به راه راست و درستی هدایت بكن.

 

إِنَّ هَذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ

 

23- (یكی از آنها گفت:) " این برادر من است كه نود و نه میش دارد و من تنها یك میش دارم،
     با وجود این، او می‌گوید كه همین یكی را هم به من واگذار كن و به من زور گفته است."

 

قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنْ الْخُلَطَاء لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ
      عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَّا هُمْ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ

 

24- داود گفت: " لابد با این درخواست كه تنها میش ترا به میش‌هایش افزون بكند، ستم روا داشته است
    و بسیاری از دوستان و شریكان، به يکديگر زور می‌گویند، مگر افرادی كه باایمان بوده و درستكارند
    و تعداد اینگونه اشخاص هم كم است "، بعد (داود متوجه شد كه از طرف مقابل چیزی نپرسید و قضاوت عجولانه‌ای كرد)
    و گمان برد كه ما (خداوند) او را در قضاوتش آزمایش نموده‌ایم، سپس از پروردگارش آمرزش خواست و با سرخم شد و توبه كرد.

 

فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ

 

25- ما این غفلت او را بخشیدیم و او نزد ما در واقع مقام ارزشمند و آینده‌ی نیكو دارد.

 

يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُم بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ
      عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ

 

26- (به او فرمودیم:) ای داود ما تو را نماینده ای در سرزمین قرار دادیم، پس تو هم بین مردم به حق و دقت داوری كن
     و از هوای نفس و میل پیروی نکن كه ترا از راه خدا منحرف می‌سازد.براستی آنانكه از راه خدا منحرف و دور می‌شوند
     بخاطر فراموشی و كم اعتنائی به اهمیت روز حسابرسی، عذابی شدید در پیش خواهند داشت.

 

وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاء وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا ذَلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ

 

27- ما آسمان و زمین و همه آنچه را كه در فضا بین آنهاست، بیهوده و بدون هدف و بی‌معنی نیافریدیم؛
    این تصور بی‌پایه كافران است (كه آفرینش و دنیا را پوچ تصور می‌كنند) و وای بر كافران از آتش دوزخ (از پوچی افکار‌شان)

 

أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّارِ

 

28- مگر ما كسانی را كه ایمان آورده و عمری كارهای خوب و رفتار خوب در بهبود جامعه داشته‌اند،
     همانند فسادگران و خرابكاران روی زمین یكسان قرار می‌دهیم؟
     و یا ما خداپروایان و پارسایان را همچون بزه‌كاران و گنه‌پیشه‌گان، به یك منوال پاداش می‌دهیم؟

 

كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ

 

29- این قرآن كتابی است پربركت كه ما آنرا بر تو نازل فرمودیم
    تا مردم در آیات آن بسیار مطالعه و تعمق نمایند و خردمندان از آن خیلی پند بگیرند.

 

وَوَهَبْنَا لِدَاوُودَ سُلَيْمَانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ

 

30- و ما به داود (فرزند برومندی بنام) سلیمان را بخشیدیم كه چه بنده خوبی بود. او همواره به یاد خدا بازمی‌گشت.

 

إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِنَاتُ الْجِيَادُ

 

31- عصر گاهی، اسبهائی تیزرو و تند به او عرضه شد (كه برای ارتش او استفاده بشوند.)

 

فَقَالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ

 

32- او گفت: "من  علاقه به این اسب‌های خوب را (بخاطر استفاده خیرشان) بر یاد پروردگارم ترجيح دادم،
     تا اینكه (هنگام نماز گذشت و) خورشيد در حجاب شب نشست".

 

رُدُّوهَا عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَالْأَعْنَاقِ

 

33- آنگاه گفت: "آنها را بعداً برایم بیاورید سپس ساق‌ها (ی تیزرو) و گردن‌های اسب‌ها را نوازش داد".

 

وَلَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمَانَ وَأَلْقَيْنَا عَلَى كُرْسِيِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ

 

34- یكبار نیز سلیمان را آزموديم و جسد مرده ای بر تختش گذاردیم،
    او پس از مشاهده آن وضع، متوجه شد و به خدا روی آورد.    
2

 

قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَهَبْ لِي مُلْكًا لَّا يَنبَغِي لِأَحَدٍ مِّنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ

 

35- و گفت: پروردگارا، مرا ببخشای و چنان حكمفرمائی بر من عنایت بفرما
     كه بعد از من هیچ كس سزاوار آن نباشد كه تو بی‌نهایت بخشاينده ای.

 

فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاء حَيْثُ أَصَابَ

 

36- (در پی این دعا،) ما باد را به استفاده او درآوديم که به امر او (خداوند،)
     باد آرام و روان به هر سو كه او (سليمان) تصميم ميگرفت روان می‌شد.

 

وَالشَّيَاطِينَ كُلَّ بَنَّاء وَغَوَّاصٍ

 

37- و افراد شيطان صفت قلدر را در زیر فرمان او گذاشتیم كه انواع كارهای ساختمانی و غواصی می‌كردند، .

 

وَآخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفَادِ

 

38- و گروه دیگری از افراد قلدر را كه در زنجیرها با هم بودند (برای كارهای گوناگون در اختیار او قرار دادیم).

 

هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ

 

39- و به او فرمودیم: "این توانمندی‌ها، عطای ماست كه استفاده از آن را به هر كس و به هر نحوی که می‌خواهی
     ببخش یا از آن جلوگيری کن كه تصمیم آن با توست و در موردش از تو بازخواست نمی‌شود.  
3

 

وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ

 

40- (اعطای این همه توانائی به او از این جهت بود) چون او مقام بسيار والائی نزد ما داشت و سرانجامش نیز پسندیده و نیكوست.

 

وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ

 

41- و نیزبنده خوب ما ایوب را بياد آور، زمانی که (پس از اینكه سلامتش را از دست داده و بیمار شده بود
     و خانواده‌اش او را تنها گذاشته بودند، شیطان او را مكرّر وسوسه کرد كه بعد از این همه عبادت که كردی، این هم نتیجه‌اش.
     او باز شكر خدا می‌كرد و روی به خداوندش می‌آورد و) ندا كرد: " خداوندا، شیطان مرا به رنج وسوسه و عذاب دچار کرده است."

 

ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هَذَا مُغْتَسَلٌ بَارِدٌ وَشَرَابٌ

 

42- (به او فرموده شد:) " پایت را به زمین بزن كه (چشمه‌ای می‌جوشد و) آب خنكی برای شستشو و آب آشامیدنی (برای شفا) دارد."

 

وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنَّا وَذِكْرَى لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ

 

43- (و پس از اینكه خانواده‌اش از او دور شده بودند،) بار دیگر خانواده‌اش و به اضافه  آنها، افرادی مانند آنان را به او عنایت فرمودیم
     كه این رحمتی ویژه از سوی ما بوده واین داستان پندی برای خردمندان باشد
     (كه همواره انسان بايد سپاسگزار خدا باشد، چه در ناز و نعمت و چه در بیماریها و سختی‌ها).

 

وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِب بِّهِ وَلَا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ

 

44- (به ایوب فرمودیم:) "یك دسته ساقه گندم یا گل و یا شبیه آن را بگیر و با آن بزن و سوگندت را نشکن.
     ما ایوب را صبور و شكیبا و بنده‌ای بسیار خوب و گرامی يافتيم كه مكرر روی به سوی ما مياورد.   4

 

وَاذْكُرْ عِبَادَنَا إبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ أُوْلِي الْأَيْدِي وَالْأَبْصَارِ

 

45- و نیز یاد کن بندگان خوب ما ابراهیم و اسحق و یعقوب را كه دارای نیروی بدنی و ظاهری و بینش معنوی بوده‌اند.

 

إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ

 

46- ما آنها را به وسیله یادآوری زندگانی آخرت، به مرحله‌ی وارستگی رسانديم.

 

وَإِنَّهُمْ عِندَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيَارِ

 

47- و آنها در نزد ما در زمره‌ی برگزیده‌گان و نیكان روزگار بوده‌اند.

 

وَاذْكُرْ إِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَذَا الْكِفْلِ وَكُلٌّ مِّنْ الْأَخْيَارِ

 

48- و نیز از اسمعیل و یسع و ذوالكفل یاد نما كه همه‌شان از نیكان جهان بوده‌اند.

 

هَذَا ذِكْرٌ وَإِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ

 

49- این قرآن (با یاد نیكان،) پر از پند و عبرت است
     و مسلماً پارسایان و خداپروایان بازگشت خوبی (به سوی خدا) دارند (چه در دنيا و چه در آخرت).

 

جَنَّاتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لَّهُمُ الْأَبْوَابُ

 

50- باغ‌های بهشتی كه درهایشان بر روی آنان باز است،

 

مُتَّكِئِينَ فِيهَا يَدْعُونَ فِيهَا بِفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَشَرَابٍ

 

51- در آنجا بر صندلی و مبل‌های راحت تكیه داده و میوه‌های فراوان و آشامیدنی دستور می‌دهند که برايشان بياورند.

 

وَعِندَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ أَتْرَابٌ

 

52- و در كنار خود همسرانی هم سن و سال دارند كه چشم به دیگری ندارند.

 

هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسَابِ

 

53- اینها نعمتهائی است كه برای روز حسابرسی به شما وعده داده می‌شوند.

 

إِنَّ هَذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُ مِن نَّفَادٍ

 

54- این گونه رزق و روزی ما، پایانی ندارد.

 

هَذَا وَإِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ

 

55- اما بر عكس این نعمت‌ها، برای سركشان و تجاوزگران، بدترین بازگشت‌گاه مقرر شده است.  

 

جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ

 

56- این بازگشت‌گاه، دوزخ است كه به آن می‌رسند و چه قرارگاه بدی است.

 

هَذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ

 

57- در چنین حالی، از مایع جوشان و تیره رنگ كثیف باید بچشند.

 

وَآخَرُ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ

 

58- و بدبختی‌های دیگر از همین نوع خواهند داشت.

 

هَذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ لَا مَرْحَبًا بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُوا النَّارِ

 

59- (به سردمداران كفر و سركشی گفته می‌شود:) این گروه انبوهی كه همراه شماست (كوركورانه پیروان شما در دنیا بودند،)
     خوشامدی ندارند. در واقع همه آنها با شما وارد آتش ميشوند.

 

قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرَارُ

 

60- (پیروان به سردمداران خود می‌گویند:)
     "شما هم در اينجا خوشامدی نداريد. در واقع اين شماها بوديد که این وضع و جا را برایمان فراهم ساختید و چه جایگاه بدیست."

 

قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ

 

61- (و نیز) می‌گویند: "پروردگارا، هر كس باعث این گرفتاری و عذاب برای ما شده، عذابش را در آتش دو چندان بفرما."

 

وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَى رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ

 

62- و می‌گویند: " چرا و چطور شد که ما آن مردانی را كه ما آنها را در زمره‌ی اوباش و اشرار بشمار می‌آوریم، اینجا نمی‌بینیم؟ "    5

 

أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ

 

63- "ما آنها را به باد مسخره می‌گرفتیم و یا (به تحقیر) چشمان ما آنها را نمی‌دید."

 

إِنَّ ذَلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ

 

64- این موضوع حقيقی بحث و گفتگوهای دشمنانه دوزخیان است، که البته سزاوارشان ميباشد.

 

قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلَّا اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ

 

65- (ای پیامبر) بگو: من هشدار دهنده‌ای هستم و اصل حقیقت این است كه هیچ معبودی جز خدای یگانه‌ غالب بر همه، سزاوار پرستش نیست.

 

رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ

 

66- همان پروردگار آسمانها و زمین و هرچه در میان آنهاست، آن قدرتمند بی‌همتا و بسیار آمرزنده.

 

قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ

 

67- بگو: " آگاهی بزرگ همین است، "

 

أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ

 

68- " که شما از آن رویگردان هستید."  

 

مَا كَانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَى إِذْ يَخْتَصِمُونَ

 

69- " (ای پيامبر بگو:) من از مكالمات و بحث در عالی‌ترین سطح اطلاعی نداشتم." 

 

إِن يُوحَى إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ

 

70- " تنها امری كه به من وحی می‌شود، اين حقيقت است كه من یك هشداردهنده آشكار و روشنگر هستم."

 

إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِينٍ

 

71- متوجه باش زمانی پروردگارت به فرشتگان فرمود: "من بشری را از گل می‌آفرینم."

 

فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ

 

72- "سپس هنگامی كه او را شكل دادم و از روح خود در او دمیدم، شما از برای عظمت آفرینش او، سجده كنید."    6

 

فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ

 

73- فرشتگان همه سر به سجده كردند.

 

إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنْ الْكَافِرِينَ

 

74- مگر ابلیس كه تكبر ورزید و از كافران شد.  

 

قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِينَ

 

75- خداوند فرمود: " ای ابلیس چه موضوعی مانع اين شد كه از برای عظمت آفرینش آنچه که به دست پر قدرت خود آفریدم، سجده نکنی؟
     آيا تكبر ورزیدی یا تصور كردی كه برتری؟! "

 

قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ

 

76- ابلیس در جواب گفت: " من از او بهترم چون كه مرا از آتش (اشعه) آفریدی و او را از گل."

 

قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ

 

77- خداوند فرمود: " از این جا و از اين مقام خارج شو كه تو طرد و رانده شده‌ای!"

 

وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلَى يَوْمِ الدِّينِ

 

78- "و اینكه تا روز حسابرسی آئین‌ها (يعنی رستاخیز)، لعنت (يعنی دوری از رحمت) من بر تو خواهد بود."

 

قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ

 

79- (ابلیس با خواهش و درخواست) گفت: " پروردگارا، پس مرا تا روزی كه همه مردم برانگيخته می‌شوند (روز رستاخیز)، مهلت بده."

 

قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ

 

80- خداوند فرمود: تو در زمره‌ی مهلت داده شده‌گان هستی."

 

إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ

 

81- " تو تا روز و زمان معین، مهلت داری."

 

قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ

 

82- ابلیس (شیطان) گفت: "به عزّت تو سوگند كه همگی‌ آنان را گمراه خواهم كرد،"

 

إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ

 

83- مگر آن دسته از بندگانت را كه وارسته و آزاده (از همه بوده، خود را فقط در بندگی و در خدمت تو می‌دانند) و مخلص تو هستند.

 

قَالَ فَالْحَقُّ وَالْحَقَّ أَقُولُ 

 

84- خداوند فرمود: " اين حقيقت دارد و من حقيقت را ميگويم،"

 

لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكَ وَمِمَّن تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ

 

85- "كه من حتماً دوزخ را از وجود تو (ابلیس) و همه‌ی آنهائی كه از تو پیروی كنند، پرخواهم نمود."

 

قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ

 

86- (ای پیامبر) بگو: "من از شما پاداشی درخواست نمی‌كنم و تعارف و تظاهر هم نمی‌كنم."

 

إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ

 

87- این (قرآن) فقط پند و اندرز برای توجه همه جهانیان است. " (كه مطالعه كنید و پند بگیرند.)

 

وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ

 

88- "و يقينا از اهميت و ارزش آن پس از مدتی آگاه خواهید شد."

 
   

اين قسمت پاورقی است و قسمتی از قرآن نيست 

1- با در نظر گرفتن تثليث نصاري و تثليث هندوها با نيايش به مقدسان ديگر» غير از خداي يگانه و زردشتيان به دوگانگي قدرت اهورا مزدا و اهريمن و نيايش به غير از اهورا مزدا (نيايش به خورشيد و غيره)

2- سليمان با داشتن آن همه قدرت خيلي مايل بود فرزندان پسر داشته باشد و سخت درصدد توليد پسر برآمد ولي انگار يادش رفته بود كه چنين فرزندي را از خدا بخواهد كه فرزندي مرده نصيب‌اش شد.

3- خداوند به درست‌انديشي و حكمت سليمان اطمينان داشت كه او از اين نيروها استفاده‌هاي درست خواهد كرد.

4- همسر ايوب كه از گرفتاري‌هاي زياد و بيماري ايوب صبرش تمام شده بود، گويا شيطان صفتي بر او ظاهر شد كه به شوهرش ايوب بگويد او را معالجه خواهد كرد، به شرطي كه بهبودي‌اش را بعداً فقط مرهون آن شيطان صفت بداند. ايوب نپذيرفت و زنش او را تنها گذاشت و رفت. بعد ايوب با خدا عهده كرده بود هر گاه دوباره سالم شود، زنش را تنبيه خواهد كرد چون همسرش او را به دوري از خدا وادار ميکرد. پس از اينكه ايوب حالش خوب شد و همسرش بازگشت، براي اينكه ايوب به عهد خود وفا كرده باشد و هم به همسرش مهربان باشد، اينچنين دستور آمد كه به جاي خشونت با مهرباني او را آگاه كن.

5- پيامبران و عدالت‌خواهان مؤمن

6- روح مخلوق خداست نه جزئي از خدا! خدا جزء ندارد بلكه خالق همه و همه است و هر چه را که ما وصف و تصور كنيم، خدا نيست. خدا خالق روح است و آنگاه كه از «روح خود» مي‌فرمايد همانند آنجاست كه از «بنده خود» شرح مي‌فرمايد، نه از خود خدا استغفرالله و نيز خدا دميده و فوت نمي‌شود. روح متحرك است ولی خدا هميشه همه جا هست. روح هنکام مرگ از بدن خارج ميشود و در زمان رستاخيز به آن ميپيوندد ولی خدا هميشه همه جا هست. اينکه مي‌گويند ما قطره‌اي از درياي خدا هستيم، شرك و كفر است. خداوند تکه تکه و دميدنی و فوت زدنی نيست.

 
   

برگشت

در آيه  25 سوره 57 (سوره حديد) خداوند ميفرمايد
 ما پيغمبرانمان را با آيات و دليل‌های روشن فرستاديم و با آنها كتاب وحی و وسيله سنجش (درست از نادرست) را نازل فرموديم تا
مردم جهان، برای برقراری عدالت و انصاف برپاخيزند
  
Home   | Farsi Translation | English Translation 
Copyright © 2010 QuranDrGilani.com All Rights Reserved.
Translated and maintained by Dr. Abdollah Gilani Email