1- با در نظر گرفتن تثليث نصاري و تثليث هندوها با نيايش به مقدسان ديگر» غير از خداي يگانه و زردشتيان به دوگانگي قدرت اهورا مزدا و اهريمن و نيايش به غير از اهورا مزدا (نيايش به خورشيد و غيره) 2- سليمان با داشتن آن همه قدرت خيلي مايل بود فرزندان پسر داشته باشد و سخت درصدد توليد پسر برآمد ولي انگار يادش رفته بود كه چنين فرزندي را از خدا بخواهد كه فرزندي مرده نصيباش شد. 3- خداوند به درستانديشي و حكمت سليمان اطمينان داشت كه او از اين نيروها استفادههاي درست خواهد كرد. 4- همسر ايوب كه از گرفتاريهاي زياد و بيماري ايوب صبرش تمام شده بود، گويا شيطان صفتي بر او ظاهر شد كه به شوهرش ايوب بگويد او را معالجه خواهد كرد، به شرطي كه بهبودياش را بعداً فقط مرهون آن شيطان صفت بداند. ايوب نپذيرفت و زنش او را تنها گذاشت و رفت. بعد ايوب با خدا عهده كرده بود هر گاه دوباره سالم شود، زنش را تنبيه خواهد كرد چون همسرش او را به دوري از خدا وادار ميکرد. پس از اينكه ايوب حالش خوب شد و همسرش بازگشت، براي اينكه ايوب به عهد خود وفا كرده باشد و هم به همسرش مهربان باشد، اينچنين دستور آمد كه به جاي خشونت با مهرباني او را آگاه كن. 5- پيامبران و عدالتخواهان مؤمن
6- روح مخلوق
خداست نه جزئي از خدا! خدا جزء ندارد بلكه خالق همه و همه است و هر
چه را که ما وصف و تصور كنيم، خدا نيست. خدا خالق روح است و آنگاه
كه از «روح خود» ميفرمايد همانند آنجاست كه از «بنده خود» شرح
ميفرمايد، نه از خود خدا استغفرالله و نيز خدا دميده و فوت
نميشود. روح متحرك است ولی خدا هميشه همه جا هست. روح هنکام مرگ
از بدن خارج ميشود و در زمان رستاخيز به آن ميپيوندد ولی خدا هميشه
همه جا هست. اينکه ميگويند ما قطرهاي از درياي خدا هستيم، شرك و
كفر است. خداوند تکه تکه و دميدنی و فوت زدنی نيست. |
در آيه 25 سوره 57 (سوره حديد)
خداوند ميفرمايد
|